تبليغاتX
من در نوشته های شما مرگ را میبینم شما چه
 وبلاگ جدبد
سلام

امیدوارم منو بعد از اینکه ۲ سالی از بروز بودن دور بودم و خودم رو گرفتار روز مرگی های زندگی کردم ببخشید

از شهریور ماه که یه حادثه تکاندهنده برای من و خانواده ام پیش اومد و برادرم در اثر تصادف درگذشت و ما رو  ترک کرد تصمیم گرفتم یه تغییراتی توی زندگی  ایجاد کنم

یکی از این تغییرات اینه که وبلاگم رو بروز کنم اما با این تفاوت که ...

از این به بعد در وبلاگ جدیدم با رویکردی جدید به زندگی و ... اشعار و مطالب من رو ببینید

http://nonesaken.blogfa.com/

|+| نوشته شده توسط احسان قاسمی در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 و ساعت 2:2  
 عذر خواهی
بوخشین اگه ای پستو قبلی خوندنش سخته راسش خوم م نمتونم بخوانمش
|+| نوشته شده توسط احسان قاسمی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 10:55  
 مردم از بی شعری

خدا رحم کند

چند وقت اس که شعر نگفته ام شاید بیشتر از ۸ ماه نمی دونم چه مرگم شده یکی می گفت مرض احساسات رقیق بی معنی لا اباشعری گرفتی من که باور نمی کنم که شعرم مریض شده باشه ولی بعید نیست چون یه چند سالی کل مجموعه هنر مریض شده اصلا هنر به چه معنی در ایام باستان بکار می رفتیده نمیدوانم ولی بهر حال من هم یه نقطه ریزولو تو این دریای بیکران اما از قدیم گفتن اگه سگ رو صد بار تو او دریا بشوشد سگه پاک که نمی شه هچ او دریا هم نجس نمیشوه

پس بیا تا بریویم از این دیار خالی

از این همه سفید  گم شده احتمالی

از این همه گل و نقش که از زمین فراری

شدن و رفتن همراه میان  نقش قالی

ای دوبیتیو ر همین الان نوشتیدم ولی خودم خوشم نمیاد زورکی بیده بیده

 

 

|+| نوشته شده توسط احسان قاسمی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 10:51